روسری وا میکنی

 

گوینده: سعید پور محمودی

شاعر: غلامرضا طریقی

دانلود فایل صوتی

محتوای بیشتر در این بخش: « مهم نیست چراغ »

اطلاعات تکميلي

  • متن:

    متن شعر:

    روسری وا می‌كنی، خورشید عینك می‌زند!

    دسته‌گل غش می‌كند؛ پروانه پشتك می‌زند!

    كفش در می‌آوری، قالی علامت می‌دهد
    جامه از تن می‌كنی، آیینه چشمك می‌زند!

    هر كسی از ظنّ خود، در خانه یارت می‌شود
    گاز آتش می‌خورد! یخچال برفك می‌زند!

    میوه‌ها با پای خود تا پیش‌دستی می‌دوند
    آن طرف كتری به پای خویش فندك می‌زند!

    روبه‌رویم می‌نشینی، جشن برپا می‌شود
    صندلی دف می‌نوازد؛ میز تنبك می‌زند!

    درد دل‌ها از لبت تا گوشِ من صف می‌كشند
    پیش از آن، چشمت به چشمِ من پیامك می‌زند!

    عشقِ من! این روزها با اینكه درگیرِ تو‌ام
    باز هم قلبم برای قبل‌ها لك می‌زند!

    زندگی گرچه برای پر زدن می‌سازدش
    عاقبت نخ را به پای بادبادک می‌زند!

    عشق گاهی با پر قو صخره را می‌پرورد
    گاه سنگین می‌شود؛ چكّش به میخك می‌زند

    باز هم با بوسه‌ای راه تو را می‌بندم و
    حرف آخر را همین لب‌های كوچك می‌زند!

اگر از این مطلب لذت بردید و دوست دارید این لذت را با دوستانتان شریک شوید، لینک زیر را کپی و در محل مورد نظر به اشتراک بگذارید. برای کپی کردن لینک در موبایل روی لینک دستت رو نگه دار و بعد کپی کن!

روسری وا میکنی

http://ketabava.com/شعر-و-دکلمه/89/روسری-وا-میکنی

موارد مرتبط

اشتراک گذاری در:

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
(5 رای‌ها)

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید